بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

655

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

بلكه منسى بود و بعنوان انسانيت ذكر او نميكردند و در احاديث ائمهء هدى عليهم السلام مؤيد اين كلام موجود است چنانچه در محاسن برقى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت در تفسير اين آيه فرمودند كان شيئا و لم يكن مذكورا و اينحديث را بعينه محمد بن مسعود عياشى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام نيز روايت كرده و در اصول كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه كان مقدرا غير مذكور و در مجمع البيان از حضرت ابى جعفر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمودند كه « كان مذكورا فى العلم و لم يكن مذكورا فى الخلق » و على بن ابراهيم روايت كرده كه « كان فى العلم و لم يكن فى الذكر » صاحب مجمع البيان بعد از نقل اين احاديث گفته كه « و فى هذا دلالة على ان المعدوم معلوم و انه لم يكن مذكورا و ان المعدوم يسمى شيئا » ليكن على بن ابراهيم حديثى به اين عبارت نيز روايت كرده كه « لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً اى لم يكن شيئا مذكورا فى العلم و لا فى الذكر » ظاهرا مراد از علم علم اضافى باشد زيرا كه علم بخصوص زيد و عمرو بعد از وجود اينها بوقوع مىآيد چنانچه رازقيت زيد بعد از وجود زيد تحقق مىيابد ملا فتح اللَّه در ترجمهء خود آورده كه در تفسير اهل بيت مذكور است كه مراد از انسان در آيه على بن ابى طالب است صلوات اللَّه عليه و هل استفهامى براى نفى است نه بمعنى تحقيق يعنى هيچ زمانى بر على بن ابى طالب عليه السّلام نگذشت كه او در آن زمان مذكور نباشد بلكه هميشه مذكور و معروف بود و چگونه چنين نباشد كه نام شريفش با نام خداى تعالى و رسول او بر ساق عرش و در بهشت نوشته شده چنانچه خوارزمى در كتاب مناقب از جابر انصارى روايت كرده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود كه بر در بهشت نوشته است « لا إله اللَّه محمد رسول اللَّه ، قبل ان يخلق السماوات و الارض بالفى عام » و در كتب موافق و مخالف مذكور است كه بر ساق عرش نوشته شده كه « لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه ايدته بعلى و نصرته به » و مؤيد اين كلامست نزول آيات اين سوره در حق آن حضرت پس در اول سوره اشارت به آن حضرت نمود تا معلوم شود كه